ღღ♥ღمن و عزیزی دلمღღ♥ღ |
((قلبم در خیالت فلب تو))....... |
شب را دوست دارم به خاطری تنهایی تنهایی را دوست دارم به خاطری سکوت سکوت را دوست دارم به خاطری فکرکردن به تو تورا دوست دارم به خاطری اینکه عشق منی I Love You Sweetheart باز هم بهت فکر می کنم +نوشته شده دردوشنبه ششم آبان 1387ساعت 16:24 توسط فداحسین رضایی |
خلوتگاه..............................................
به خلوتگاه تنهاييت باز ميگردم و سکوت را ميشکنم وتو را با خود به تجليگاه روشنايي ميبرم به جايي که احساس آيينه اي قابل لمس باشد به جايي که سکوت معناي تمام حرفهاي ناگفته است به دور دستهادياري که آدمها زير سنگيني کوله بار خيانت خم شوند به دياري که تن پوشي از صفا بر تن کرده باشند... هر روز بي شما ، به شما فكر ميكنم بر امتداد فاصله ها فكر مي كنم ... سر فصل لحظه هاي دلم را ورق زدم بر سال مرگ خاطره ها فكر مي كنم فردا چه ميشود؟! ... به دلم بانگ ميزنم بر التهاب ثانيه ها فكر مي كنم ... پيش از تو اي عزيز دلم ساده دل نبود دارم به........ نام شما فكر مي كنم ... دستم كه ميرسيد به دستت ، ولي نشد بر بي اجابتي دعا فكر مي كنم ... آن قدر بي كسم كه در اين شهر پرفريب، تنها نشسته ام ، به خدا فكر ميكنم ای کاش می توانستم نشان دهم، I wish l could make you. که تا کجا دوستت دارم. derstand how l love you همیشه در جستجو هستم، l am always seeking but اما نمیتوانم راهی بیابم... cannot find a way…. به آن آنی در تو عاشقم، l love in you a something که تنها خود کاشف آنم that only have descovered آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد، the you_ which is beyond the و تحسین می کند. you of the world that is آنی که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others آنی که هرگز رنگ نمی بازد، a you which is eapecially mine وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم. Which cannot ever
آسمان ، آبی تر من اناری را، می کنم دانه ، به دل می گويم : می پرد در چشمم آب انار ،
در چشمانم تنها یی ام را پنهان می کنم، در دلم دلتنگی ام را، در سکوتم حرفهای نگفته ام را در لبخندم غصه هایم را، دل من چه خردسال است، ساده مینگرد ، ساده مینگرد، ساده می خندد ، ساده می پوشد،
، زخم شب گریه هامه ، یاد یه عشق کهنه ست ، که هنوز هم باهامه . با ما که راه نیامد این روزگار نامرد صدای من بجز تو رو هر دلی اثر کرد غصه و اشک و حسرت اول مشق عشقه حالا همه می دونن که مشکی رنگ عشقه .این غمی که تو صدامه
دلم گرفته است...ميخواهم بگريم اما اشك به ميهماني چشمانم نمي آيد ,تنم خسته و روحم رنجور گشته و ميخواهم از اين همه ناراحتي بگريزم اما پا هايم مرا ياري نميكنند . مانند پرنده ايي در قفس زنداني گشته ام . از اين همه تكرار خسته شده ام , چقدر دلم ميخواهد طعم واقعي زندگي را بچشم , چقدر دلم ميخواهد مثل قديم عاشق هم بوديم .
زندگی مرگی است که هر لحظه به تاٌخیر می افتد
غم
غصه نخور چشات یه وقت هوای بارون میكنه اشك چشات واسه دلم مردن رو آسون میكنه یه وقتی تنها نمون، بی بدرقه نری سفر خیره بشن چشمای من تا دنیا هست به قاب در تنها نشی بی همسفر بمونی توی جاده ها تنها بمونی با شب و با چشمك ستاره ها به آسمون نگاه نكن ستاره چشمك میزنه دریایآبی چشات بگو فقط مال منه یه وقت به رفتن و سفر به جاده عادت نكنی واسه تولدت كسی جز منو دعوت نكنی نگاه مهتاب تو شبا چشاتو اذیت نكنه شاهزادة تو قصه ها بهت حسادت نكنه چشم ندوزی به پنجره
گلپونه های وحشیه دشت امیدم .... وقته سحر شد ... خاموشی شب رفتو فردایی دگر شد .... من ماندم تنهای تنها... من ماندم تنها میان سیل غم ها...حبیبم ...سیل غم ها... گلپونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد .... گلشونه ها بی همزبانی آتشم زد ... می خواهم اکنون تا سحر گاهان بخوانم .... افسرده ام .... دیوانه ام .... آزرده حالم .... گلپونه های وحشیه دشت امیدم .... وقته سحر شد ... خاموشی شب رفتو فردایی دگر شد .... من ماندم تنهای تنها... من ماندم تنها میان سیل غم ها...حبیبم...سیل غم ها...
شعري براي تو
بزن
امشب
چه خوش مي زني باران
هرگز نبودم با او
زيراين ساز هماهنگ
بزن ...
شايد او
ترانه اي عاشقانه مي خواند
با ساز تو
بزن باران
شايد قلب او
به تپشي دوباره افتد
و مرا
براي كسي كه مثل خون تو رگهامه
بع
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک سالهاست که در گوش من آرام، خانه ی کوچک ما سیب نداشت؟
دوست دارم خیلی زیاد
+نوشته شده درچهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 16:50 توسط فداحسین رضایی | |
سلام زهرا جانم من این ویلاگ را ساختم پست الکترونيک آرشيو وب آيدي من نوشته هاي پيشين آذر 1386 پيوندها پشتيباني اسکريپي
RSS ![]() Myspace Layouts at Pimp-My-Profile.com / Blue rose | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||